شمارهٔ ۴۶۰ - حسب حال انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
کسی که مدت سی سال شعر باطل گفت
خدای بر همه کامیش داد پیروزی
کنون که روی نهد جمله در حقیقت شرع
چه اعتقاد کنی باز گیردش روزی
برو که عاقل از این اختیار آن بیند
که کشت تشنه نبیند ز ابر نوروزی
ز شعر نفس تو آن بارهای عار کشید
که چون هلال به طفلی درآیدش کوزی
ز شرع جان تو آن شعلهای نور کشد
کزو به هر فلکی آفتابی افروزی
ولیک تا تو همان عود وزن میسازی
ولیک تا تو همان عود بحر میسوزی
تو حرف شرع کی آری برون ز مخرج شعر
تو علم آنت نباشد کزین در آن توزی
توراء شرع به آخر همی بری و خطاست
چو عین شعر به آخر بری بیاموزی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر به کسی اشاره میکند که سی سال شعر نادرست گفته و اکنون خدا او را به پیروزی رسانده است. او از این شخص میخواهد که با حقیقت و ایمان به شریعت زندگی کند و هشدار میدهد که عاقل باید از اختیار خود استفاده کند تا درخت وجودش از باران دانایی سیراب شود. شاعر همچنین به تصویری از شعر و شریعت اشاره میکند و میگوید که تا زمانی که شخص به غلط در وزن و لحن شعر ادامه میدهد، نمیتواند به حقیقت شریعت دست یابد. در نهایت، او تأکید میکند که شخص باید از این اشتباهات بیاموزد و به علم و درک درستی از شریعت برسد.