شمارهٔ ۴۸ انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
به خدایی که از کمان قضا
تیر تقدیر را روان کردست
چشمهٔ آفتاب رخشان را
خازن نقد آسمان کردست
کز نحیفی و ناتوانی و ضعف
دورم از روی تو چنان کردست
که مرا دور بودن از رویت
هرچه گویم فزون از آن کردست
نتوان شرح داد آنکه مرا
غم هجر تو بر چه سان کردست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به خداوندی اشاره میکند که سرنوشت را رقم زده و نور خورشید را به زیبایی در آسمان قرار داده است. او از کمبود قدرت و ناتوانی خود سخن میگوید و بیان میکند که دوری از محبوبش بر او چنان تاثیر گذاشته که هیچ کلامی نمیتواند حس عمیق غم و جداییاش را بیان کند. در واقع، غم هجران محبوبش به حدی عمیق و دردناک است که وصف آن غیرممکن به نظر میرسد.