شمارهٔ ۴۹ - شراب خواهد انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
فریدالدین کاتب دام عزه
مگر چون ده منی سیکیش بردست
به گرمایی چنین در چار طاقش
به دست چار خوارزمی سپردست
بنتوانی شنید آخر که گویند
که آن صافی سخن محبوس دردست
به آبی چند آبش باز روی آر
اگر دانی که آن آتش نمردست
مصون باد از حوادث نفس عالیت
الا تا نقش گیتی ناستردست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر فریدالدین کاتب دام عزه، شاعر به موضوعات عشق و دردهای ناشی از آن میپردازد. او از سختیهای عشق و ناتوانی در فرار از دردهای دل صحبت میکند، با بیان اینکه گرما و فشار عشق همچون باری سنگین بر دوش انسان است. شاعر به زیبایی و صفای سخن اشاره میکند و از قدرت عشق و استمرار آن، حتی در برابر مشکلات و چالشها، سخن میگوید. در پایان، او آرزوی مصونیت از حوادث و حفظ نقش خود در دنیا را مطرح میکند.