نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۰ - در شکایت دوری از بزم مخدوم انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

شاها بدان خدای که بر دست قدرتش

هفت آسمان چو مهره به دست مشعبدست

فرماندهی که در خم چوگان حکم اوست

این گویهای زر که بدین سبز گنبدست

کین بنده تا ز خدمت بزم تو دور ماند

روزی دم خوش از دم او برنیامدست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به عظمت و قدرت خداوند اشاره می‌کند که آسمان‌ها مانند مهره‌های چوبی در دستان او هستند. او همچنین از فرماندهی صحبت می‌کند که در زمین و آسمان تاثیرگذار است. شاعر بیان می‌کند که این بنده (شاعر) تا زمانی که از خدمت و مهمانی خداوند دور باشد، هیچ خوشی و روزی در زندگی‌اش نخواهد داشت.