شمارهٔ ۷۷ - در حضرت مخدوم بار خواهد انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)
ای به همت بر آفتابت دست
آسمان با علو قدر تو پست
بهتر از گوهر تو دست قضا
هیچ پیرایه بر زمانه نبست
هیچ دل با تو بد نشد که فلک
آرزوهاش در جگر نشکست
هیچ سر آستان تو بنسود
که کله گوشه بر سپهر نخست
باز در طاعت تو کبک نواز
دیو در دولت تو حرزپرست
آن شهابست کلک مسرع تو
که ازو هیچ دیو فتنه نجست
ابر عدل تو نایژه بگشاد
گرد تشویش از جهان بنشست
همتت دامن کرم بفشاند
آز هم در زمان ز فاقه برست
ای به جایی که از علو بفکند
بیم دست تو چرخ را از دست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به ستایش و تمجید از شخصی با علو مرتبه و مقام عالی میپردازد. او اشاره میکند که آسمان خود را در برابر عظمت او پست میبیند و هیچ چیز در زمانه نمیتواند با ارزش او برابری کند. همچنین بیان میکند که هیچکس با او بدی نکرده و آرزوهایش به حقیقت پیوسته است. شاعر به ویژگیهای مثبت و برکتآور این فرد اشاره دارد و او را بهعنوان کسی که عدالت و خیر را در دنیا گسترش داده، توصیف میکند. در نهایت، شاعر از قدرت و کرم او سخن میگوید و تأثیر او بر جهان را شگفتانگیز میداند.