شمارهٔ ۸۲ - ستایش بزم مخدوم کند انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)
این مجلس خواجهٔ جهانست
یا شکل بهشت جاودانست
یا منشاء ملک و نشو دین است
یا موقف عرض انس و جانست
اوجش فلکیست کز بلندی
معیار عیار آسمانست
صحنش حرمی که در حریمش
از سایه و آفتاب امانست
راز دل زهره و عطارد
در زخمهٔ مطربش نهانست
سقفش به صدا پس از دو هفته
بیهیچ مدد نشید خوانست
خورشید مروق ار ندیدی
در ساغر ساقیانش آنست
تا قبهٔ آسمان گردان
گرد کرهٔ زمین روانست
این قبله نشانهٔ زمین باد
چونانکه نشانهٔ جهانست
خرم ز نشستن وزیری
کز مرتبه پادشا نشانست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر دربارهی مجلس یا محفل خاصی صحبت میکند که بهشتی جاودان و منبع حکومت و دین است. این مکان به عنوان جایگاهی بین انسان و جان توصیف شده و بلندیاش با آسمان مقایسه میشود. صحن آن امن و آرام بوده و رازهایی در موسیقی و هنر آن نهان است. سقف مجلس صداهایی را از دور به گوش میرساند و در ساغرهای آن، زیبایی خورشید درخشان است. این مجلس به نوعی نماد زمین و جهان به شمار میآید و نشانی از قدرت و خوشبختی است که به وزیری نشاندهندهی پادشاهی تعلق دارد.