شمارهٔ ۸۴ - در قناعت و آزادگی انوری
انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: مفعول مفاعلن مفاعیلن (هزج مسدس اخرب مقبوض)
آلودهٔ منت کسان کم شو
تا یک شبه در وثاق تو نانست
راضی نشود به هیچ بد نفسی
هر نفس که از نفوس انسانست
ای نفس به رستهٔ قناعت شو
کانجا همه چیز نیک ارزانست
تا بتوانی حذر کن از منت
کاین منت خلق کاهش جانست
زین سود چه سود اگر شود افزون
در مایهٔ نفس نقص نقصانست
در عالم تن چه میکنی هستی
چون مرجع تو به عالم جانست
شک نیست که هرکه چیزکی دارد
وانرا بدهد طریق احسانست
لیکن چو کسی بود که نستاند
احسان آنست و سخت آسانست
چندان که مروتست در دادن
در ناستدن هزار چندانست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر به اهمیت قناعت و دوری از منت گذاری اشاره میکند و بیان میکند که انسانی که همواره در پی جلب رضایت دیگران باشد، حقی بر او نخواهد بود. او تأکید دارد که نفس باید به قناعت عادت کند چرا که در این حالت، انسان به آرامش میرسد و بسیاری از چیزهای نیک و باارزش در دسترس او خواهد بود. همچنین، شاعر تأکید میکند که احسان در دادن به دیگران نیکوست، اما اگر کسی را نداشته باشیم که چیزی را از ما بگیرد، در واقع احسان حقیقی و آسان در نیکو بودن کمتر خواهد بود. در نهایت، شاعر یادآور میشود که انسان باید به عالم باطن و جان خود توجه کند و از دنیا پرستی و منت جویی دوری کند.