نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۸۹ - ناصرالدین طاهر را درد دندان عارض گشته انوری این قطعه هنگام عیادت او گفته و در هر بیت‌التزام لفظ دندان نموده است انوری

انوری ابیوردی / مقطعات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ای به دندان دولت آمده خوش

درد دندانت هیچ بهتر هست

دارد از غصه آسمان دندان

بر که بر نفس همتت پیوست

زانکه هرگز به هیچ دندان مزد

بر سر خوان آسمان ننشست

تیز دندانی حرارت می

درد دندانت چون به خیره بخست

باز بنمود آسمان دندان

تا الم باز پس کشیدی دست

سر دندان سپید کرد قضا

گفتش ای جور خوی عشوه‌پرست

آب دندان حریفی آوردی

کوش تا رایگان توانی جست

از چنین صید برمکش دندان

مرغ چربست و آشیانی پست

من نگویم که جامه در دندان

زانتقامش به جان بخواهی رست

خیز و دندان‌کنان به خدمت شو

آسمان دیرتر میان دربست

گفت هم عشوه پشت دست بزد

دو سه دندان آسمان بشکست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن شعری درباره درد دندان و غم و اندوه ناشی از آن است. شاعر با بیانی استعاری به این موضوع می‌پردازد و از احساسات مختلفی مانند درد، غم و تلاش برای رهایی از این درد سخن می‌گوید. او دندان را به نشانه مشکلات و سختی‌ها معرفی می‌کند و به نوعی به آینده و امید به بهبودی اشاره می‌کند. در نهایت، این شعر تعبیری از مبارزه با غم و تلاش برای رفع مشکلات است.