رباعی شمارهٔ ۳۹۳ انوری
انوری ابیوردی / رباعیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
دوش از سر درد نیستی در مستی
گفتم فلکا نیست شدم گر هستی
گفت این چه علی لاست که بر ما بستی
بوطالب نعمه بر زبان ران رستی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره تجربه دوگانهای از درد و مستی صحبت میکند. شاعر در ابتدا به درد و رنج اشاره میکند، اما به دنبال آن از حالت مستی و خوشحالی که احساس میکند، سخن میگوید. او به شخص دیگری میگوید که برای او چیزی به نام هویت و وجود ندارد و به نظر میرسد که در جستجوی معنای عمیقتری از زندگی است. در نهایت، به نعمتهایی که بر زبانش جاری میشود اشاره میکند، که نشاندهندهٔ شادی و لذت از زندگی است.