شمارهٔ ۳ - رونوشت از خط زیبای عارف که در آن تاریخ نوشته عارف قزوینی
عارف قزوینی / نامه ها و اشعار متفرقه / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
پیر خرد پند حکیمانهای
داد اگر عاقل فرزانهای
پای به سر هوش شو و گوش کن
هرچه جز این پند فراموش کن
دادت اندرزی نغز و بدیع
کِت برساند به مقامی رفیع
این بود آن گفتهٔ پیرِ خِرَد
بشنو کاین گفته خِرَد پرورد
تربیت آن کو که نبندد به کار
زود کند تربیتش روزگار
گر نکنی خم پی تعلیم پشت
چرخ کند خم کمرت را به مشت
ملتی از دانش اگر ماند دور
جهل برد زنده ورا سوی گور
تا به ابد زادهٔ فضل و هنر
زنده و جاوید بُوَد ای پسر
در همه گیتی سزدش کهتری
آنکه دهد داد هنرگستری
در دو جهان مفتخر است آن نژاد
کِش بُوَدَش تربیت اندر نهاد
علم به اجبار و یا اختیار
بایدت آموخت ز آموزگار
نیست به تعلیم چو اجبار عار
تن پی تحصیل به اجبار آر
حرف حقت ناصر، منصوروار
گوید اگر حق شنوی سر مخار
راه هنر پوی که در قرن بیست
بیهنران را نگذارند زیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به حکمت و اهمیت آموزش و تربیت اشاره دارد. شاعر به شنونده توصیه میکند که به پندهای خردمندان گوش دهد و از هر چیز بیفایدهای فرار کند. او تأکید میکند که برای رسیدن به مقامهای رفیع و موفقیت در زندگی، باید به علم و هنر توجه کرد و تربیت مناسب را دریافت کرد. شاعر همچنین میگوید که اگر ملتی از علم و دانش به دور بماند، به جهل کشیده میشود و در خطر نابودی قرار میگیرد. او تأکید دارد که کسانی که علم و هنر را بیاموزند، زنده و جاوید خواهند ماند و در دنیا محترم خواهند بود. در نهایت، او به ضرورت یادگیری علم بهطور جدی اشاره میکند و تأکید دارد که در دنیای امروز، افرادی که بدون مهارت و هنر هستند، جایی نخواهند داشت.