نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸ عارف قزوینی

عارف قزوینی / غزل‌ها / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

آورد بوی زلف توام باد زنده باد

ز آشفتگی نمود مرا شاد زنده باد

جست ارچه در وصال تو خسرو حیات خویش

مرد ارچه در فراق تو فرهاد زنده باد

هرگز نمیرد آن پدری کو تو پرورید

وان مادری که چون تو پسر زاد زنده باد

دلخوش نیم ز خضر که خورد آب زندگی

آن کو به خضر آب بقا داد زنده باد

نابود باد ظلم چو ضحاک ماردوش

تا بود و هست کاوهٔ حداد زنده باد

بر خاکِ عاشقانِ وطن گر کند عبور

عارف هر آن کسی که کند یاد زنده باد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به ستایش عشق و یاد کسانی که در زندگی معنای عمیق‌تری برای ما دارند، می‌پردازد. شاعر به زیبایی زلف محبوب اشاره می‌کند و از شادی حاصل از عشق می‌گوید. او از شخصیت‌های اسطوره‌ای خسرو و فرهاد یاد می‌کند که یکی در وصال و دیگری در فراق جان باخت. همچنین به اهمیت پدری و مادری می‌پردازد که فرزندی همچون محبوب را پرورش داده‌اند. شاعر از زندگی‌بخش بودن عشق و یاد عاشقان وطن سخن می‌گوید و خواستار نابودی ستم و ظلم است. در مجموع، این شعر بیانگر ارادت به عشق، آزادی و یاد عزیزان است.