نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۶ - خم دو طره عارف قزوینی

عارف قزوینی / غزل‌ها / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خَمِ دو طُرّهٔ طَرّارِ یار یکدله بین

به پای دل ز خمش صد هزار سلسله بین

از آن کمندِ خم اندر خمش نخواهد رَست

دلم ز بیدلی این صبر و تاب و حوصله بین

نگر قیامت از سرو قد و قامت او

دو صد قیامت و آشوب و سوز و ولوله بین

مکانِ خال به دنبال چشم و ابروی یار

مکین چون نقطهٔ بایی به مدّ بسمله بین

به غمزه چشمش زد راه دل سپرد به زلف

شریکِ دزد نظر کن رفیقِ قافله بین

اگر اثر نکند آهِ دل مپرس چرا

میانِ آه و اثر صد هزار مرحله بین

لب و دهانِ ترا تهمتی به هیچ زدند

شکر شکن ز سخن مشکلیِ مسئله بین

اگر فروخته‌ام دین و دل به غمزهٔ یار

هزار سود ز سودای این معامله بین

به راهِ بادیهٔ عشق آی و عارف را

ضعیف و خسته و رنجور و پا پُرآبله بین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف زیبایی‌های یار و تأثیرات عاطفی آن می‌پردازد. او از خم دو «طره» (موی) یار که دل را به خود جلب می‌کند، صحبت می‌کند و اذعان می‌کند که دلش به شدت از صبر و تحمل در برابر این زیبایی رنج می‌برد. شاعر به قیامت و شوری که به واسطه قد و قامت یار به وجود می‌آید اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که محلی که خال یار قرار دارد، مانند نقطه‌ای در دایره‌ای بزرگ است. همچنین، به تأثیرات قابل توجه چشمان یار اشاره می‌کند که دل را تسخیر کرده و او را در مسیر عشق قرار می‌دهد. در انتها، شاعر از ضعف و رنجی که در عشق متحمل شده سخن می‌گوید و به وضعیت عارفان که در پی عشق هستند اشاره می‌کند. به طور کلی، شعر احساسی عمیق و تلاشی برای بیان زیبایی و تأثیر عشق بر زندگی انسان است.