شمارهٔ ۶۲ - سعی جز در پی تکمیل معارف غلط است عارف قزوینی
عارف قزوینی / غزلها / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
دل که در سایه مژگان تو فارغ بال است
گو ببین چشم بداندیش چه از دنبال است
داد از یک نگهی داد دل و بستد جان
وه چه بد بدرقه چشمت چه خوش استقبال است
صد پسر سام به گیتی اگر آرد تنها
تربیت آنکه ز سیمرغ بگیرد زال است
سعی جز در پی تکمیل معارف غلط است
ملت جاهل محکوم به اضمحلال است
مستقل نیست دو کس در سر یک رأی ولی
سر هر برزن و کو صحبت از استقلال است
تا بداخلاقی و اشرافی فرمانفرماست
تا ابد حالت ایران به همین منوال است
نفسِ آخرِ این ملّتِ محکوم به مرگ
در شمار است بدافتاده و بداحوال است
عارف این خانه کند تربیت جغد کجا
جای همچون شفقی مرغ همایونفال است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات عمیق و اندوه آور شاعر درباره وضعیت جامعه و ملت ایران میپردازد. شاعر با اشاره به زیبایی و جذابیت چشمان محبوب، به درد و رنج ناشی از بدبینی و مشکلات اجتماعی اشاره میکند. او از تربیت ناقص و جهالت ملت میگوید و تأکید میکند که تلاش برای بهبود اوضاع جامعه بدون دانش و آگاهی صحیح، بیهوده است. همچنین به مشکلات سیاسی و اجتماعی، و تأثیر منفی اشرافیت بر وضعیت ملت اشاره میکند و سرانجام به سرنوشت اندوهبار و ناامیدانه جامعه اشاره مینماید.