نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۹ عارف قزوینی

عارف قزوینی / تصنیف‌ها / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن فع

رحم ای خدای دادگر کردی؟ نکردی

ابقا به فرزند بشر کردی؟ نکردی

بر ما در خشم و غضب بستی؟ نبستی

جز قهر اگر کار دگر کردی نکردی

طاعون،وبا،قحطی، بگو دنیا بگیرد

یک مشت جو گر بارور کردی نکردی

آتش گرفت عالم ز گور بوالبشر بود

صرف نظر گر زین پدر کردی نکردی

گیتی و هرچه اندر، ز خشک و تر بسوزان

شفقت اگر با خشک و تر کردی نکردی

یک دفعه عالم بی خبر زیر و زبر کن

جنبنده ای را گر خبر کردی نکردی

این راه خیری بُد نهادم پیش پایت

با جبرئیل ار خیر و شر کردی نکردی

این اشرف مخلوق زشت و بی شرف را

با جنس سگ همسر اگر کردی نکردی

جز خر کسی تن زیر بار غیر ندهد

گر امتی جز شیعه خر کردی نکردی

ملک کیانی را قجر چون دست خوش کرد

کوتاه اگر دست قجر کردی نکردی

ایران هنرور را به ذلت اندر آرد

عارف اگر کسب هنر کردی نکردی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به گونه‌ای شعرگونه نوشته شده و به خطاب به خداوند اشاره دارد. شاعر در آن از خدای دادگر درخواست می‌کند که رحم و شفقت بیشتری بر بندگان خود داشته باشد و از او می‌خواهد که اگر فعل و قهری می‌کند، فرزندان بشر را در نظر بگیرد. همچنین به مشکلاتی چون طاعون و قحطی اشاره می‌کند و از خدا می‌خواهد که دنیا را به حال خود رها نکند. در ادامه، شاعر به شرایط اسفناک انسان‌ها و قدرت‌های حاکم اشاره می‌کند و از خدا می‌خواهد که اگر اراده کرده، به بهتر شدن اوضاع کمک کند. به طور کلی، پیام شعر تأکید بر نیاز انسان به رحمت و عدالت الهی دارد و از خلقت و وضعیت موجود انتقاد می‌کند.