شمارهٔ ۲۲ عارف قزوینی
عارف قزوینی / تصنیفها / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
امروز ای فرشتۀ رحمت، بلا شدی
خوشگل شدی، قشنگ شدی، دلربا شدی
پا تا به سر کرشمه و سر تا به پای ناز
زیبا شدی، لوند شدی، خوشادا شدی
خود ساعتی در آینه اطوار خود ببین
من عاجزم از این که بگویم چهها شدی
به به چه خوب شد که گرفتار چون خودی
گشتی و خوبتر که تو هم مثل ما شدی
ما را چه شد که دست به سر کردهای مگر
از ما چه سر زد این که تو پا در هوا شدی
دانم تو را مقام نبوت نه در خود است
گر شرک یا که کفر علیالله خدا شدی
نامت شفای هر مرض عاشقان شدهست
ای مایهٔ حیات حدیث کسا شدی
هرکس به دل زیارت کویت کند هوس
مشهد مدینه مکه شدی کربلا شدی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با بیان احساسات عمیق خود به موجودی زیبا و دلربا اشاره میکند که به عنوان فرشتۀ رحمت معرفی شده است. او توصیف میکند که این موجود از نظر ظاهر و سیرت بسیار جذاب و دلنشین شده و به نوعی در آینه زیبایی خود را مشاهده میکند. شاعر نسبت به این تغییر و تحول در او ابراز شگفتی میکند و به این نکته اشاره میکند که او به مقام نبوت دست نیافته، اما به عنوان منبع شفا و حیات شناخته شده است. در نهایت، شاعر به عشق و ارادت خود به این موجود اشاره میکند و او را برابر با مکانهای مقدس مانند کربلا، مکه و مدینه میداند.