شمارهٔ ۲۱ عارف قزوینی
جان برخی آذربایجان باد
این مهدِ زردشت، مهدامان باد
(مهدامان باد)
هر ناکست کو عضو فلج گفت
عضوش فلج گو، لالش زبان باد
(لالش زبان باد)
کلید ایران تو، شهید ایران تو، امید ایران تو
درود بر روانت از روان پاکان باد، از نیاکان باد
ای ای ای، فدای خاکت جان جهان باد
صبا ز من بگو به اهل تبریز
که ای همه چو شیر شرزه خونریز
ز تُرک و از زبانِ تُرک بپرهیز
زبان فرامُش نکنید
خموش آتش نکنید
بگفت زردشت کز آب
خموش آتش نکنید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری است که به آذربایجان و فرهنگ غنی آن اشاره دارد. شاعر به زرتشتی بودن این دیار و احترام به نیاکان اشاره کرده و از مردم تبریز میخواهد که به زبان و فرهنگ خود احترام بگذارند و از هر نوع درگیری خودداری کنند. در نهایت، شاعر با عشق و ارادت به خاک آذربایجان، آرزوی سلامتی و آرامش دارد.