نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۳ عارف قزوینی

عارف قزوینی / تصنیف‌ها

بخش 1

«امیرزاده» گوید:

اگر دگمه‌ات پنبه‌ای بود

یار، جان، پنبه‌ای بود

آشکرالله خوب بچه‌ای بود

به ذات الله، به ذات الله

بازم دگمه‌ات پنبه‌ای نیست

یار، جان، پنبه‌ای نیست

برو دگمه‌اتو پنبه‌ای کن

آشکرالله، آشکرالله

«شکری» گوید:

بخش 2

امیر اگر یار ما بودی

یار وفادار ما بودی

پس «امسال خان» آنجا چه می‌کرد

با عبدالله، با عبدالله

شبی آنجا مهمانی بود

«اسماعیل قربانی» بود

تو صندوقخانه پنهانی بود

به اذن الله، به اذن الله

شبی که خانه خالی بود

فاسق هر سالی بود

آشکرالله پشت قالی بود

به عون الله، به عون الله

قسم خوردی آی بد نکنی

شکری را رد نکنی

الهی خصمت بکند

کلام الله، کلام الله

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر توسط امیرزاده و شکری نوشته شده است. در این شعر، امیرزاده به دگمه پنبه‌ای و یار وفادار اشاره می‌کند و به این موضوع می‌پردازد که اگر یار او هم پنبه‌ای بود، شرایط بهتری می‌داشتند. او از خداوند تشکر می‌کند و به وفاداری و احتمال خیانت در رابطه‌های انسانی اشاره می‌کند. شکری نیز در ادامه به وفاداری و مشکلاتی که ممکن است در زندگی اجتماعی وجود داشته باشد، می‌پردازد و به نیت خوب و بد افراد تاکید می‌کند. به طور کلی، شعر به مضامین وفاداری، خیانت و شکرگزاری از خداوند می‌پردازد.