نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۴ - در نکوهیدن جهان گوید اسدی توسی

اسدی توسی / گرشاسپ‌نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

جهان ای شگفتی به مردم نکوست

چو بینی همه درد مردم از وست

یکی پنج روزه بهشتست زشت

چه نازی به این پنج روزه بهشت

ستاننده چابک رباییست زود

که نتوان ستد باز هرچ او ربود

سراییست بر وی گشاده دو در

یکی آمدن را شدن ، زآن به در

نه آن کآید ایدر بماند دراز

نه آنرا که رفت آمدن هست باز

چو خوانیست بر ره که هرکس زپیش

شود زود چون خورد از وبهر خویش

بتی هست گویا میانش اهرمن

فریبنده دل ها به شیرین سخن

هرآنکش پرستد بود بت پرست

چه با او چه با دیو دارد نشست

چه چابوک دستست بازی سگال

که در پرده داند نمودن خیال

دو پرده بر این گنبد لاجورد

ببندد همی گه سیه گاه زرد

به بازی همین زین دو پرده برون

خیال آرد از جانور گونه گون

بتی شد تنش از رشک و جانش ز آز

دو دست از امید و دو پای از نیاز

دل از بی وفایی و طبع از نهیب

رخان از شکست و زبان از فریب

دو گونه همی دم زند سال و ماه

یکی دم سپید و یکی دم سیاه

بر این هر دو دم کاو برآرد همی

یکایک دم ما شمارد همی

اگر سالیان از هزاران فزون

دراو خرمی ها کنی گونه گون

به باغی دو در ماند ار بنگری

کز این در درآیی ، وزان بگذری

بر او جز نکوهش سزاوار نیست

که آنک آفریدش سبکبار نیست

کنون چون شنیدی بدو دل مبند

و گر دل ببندی شوی درگزند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف جهان و زندگی انسان‌ها می‌پردازد. شاعر به شگفتی‌های جهان و ناپایداری آن اشاره می‌کند و می‌گوید که زندگی انسان‌ها کوتاه و پر از درد و رنج است. او به بهشت زودگذر و فریبنده‌ای که انسان‌ها در آن زندگی می‌کنند اشاره می‌کند و از بی‌ثباتی و تحولات سریع زندگی می‌گوید. همچنین به وجود فریبنده‌ای به نام "بت" اشاره می‌کند که انسان‌ها را به خود جذب می‌کند و باعث می‌شود در دام‌های خود بیفتند. شاعر انسان‌ها را به هوشیاری و عدم وابستگی به این تمایلات فریبنده توصیه می‌کند و هشدار می‌دهد که دل بستن به دنیا موجب درد و رنج خواهد شد. نهایتاً، او از بی‌وفایی و فریبندگی زندگی یاد می‌کند و می‌گوید که باید از این واقعیت‌ها آگاه بود و به آن دل نبندیم.