نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵ - در صفت آسمان گوید اسدی توسی

اسدی توسی / گرشاسپ‌نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

چو دریاست این گنبد نیلگون

زمین چون جزیره میان اندرون

شب و روز بر وی چو دو موج بار

یکی موج از او زرد و دیگر چو قار

چو بر روی میدان پیروزه رنگ

دو جنگی سوار این ز روم آن ز زنگ

یکی از بر خنگ زرین جناغ

یکی بر نوندی سیه تر ز زاغ

یکی آخته تیغ زرین ز بر

یکی بر سر آورده سیمین سپر

جهان حمله گه کرده تا زنده تیز

گه اندر درنگ و گه اندر گریز

نماید گهی رومی از بیم پشت

گریزان و آن زرد خنجر به مشت

گهی آید آن زنگی تاخته

ز سیمین سپر نیمی انداخته

دو گونست از اسپانشان گرد خشک

یکی همچو کافور و دیگر چو مشک

ز گرد دو رنگ اسپ ایشان به راه

سپیدست گه موی و گاهی سیاه

نه هرگز بودشان به هم ساختن

نه آسایش آرند از تاختن

کسی را که سازند با جان گزند

بکوبندش از زیر پای نوند

تکاور تکانند هر دو چو باد

سواران چه بر غم از ایشان چه شاد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر توصیفی از نبردی است که در آن دو گروه جنگجو از دو نژاد مختلف (زنگی‌ها و رومی‌ها) به مبارزه پرداخته‌اند. گنبد آسمان به دریا تشبیه شده و زمین مانند جزیره‌ای در وسط آن به تصویر کشیده شده است. در طول روز و شب، دو گروه مانند موج‌هایی به جنگ مشغول‌اند؛ یکی به رنگ زرد و دیگری تیره‌تر. سواران در میدان نبرد با سلاح‌های زینتی و سپرهای درخشان جنگ می‌کنند، و جنگ با شدت و لرزش ادامه دارد؛ گاهی یکی از دشمنان از ترس عقب‌نشینی می‌کند و گاهی دیگران به حمله می‌آیند. توصیف‌ها نمایانگر حالت‌های مختلف جنگ و جنگجویان است و در نهایت، برخلاف تمایل به آرامش، نبرد آنها با شدت و سرسختی ادامه می‌یابد. هر دو طرف درگیر، در نهایت با قدرت و شجاعت به مبارزات خود ادامه می‌دهند.