شمارهٔ ۱۰۲۸ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)
زآن دل آرا بگویم یا نه
از دل زار بگویم یا نه
همچو خورشید و پریوار نهان
صفت یار بگویم یا نه
شعله طور از او یک قبس است
وصف دیدار بگویم یا نه
عشق را کار بود پرده دری
سر این کار بگویم یا نه
دهنش هیچ میان است گمان
شرح اسرار بگویم یا نه
آن شکر خند لبت ضحاک است
وصف آن مار بگویم یا نه
زیر زلفین چلیپات بتی است
نام زنار بگویم یا نه
عشق حق گفت بقول منصور
شکوه از دار بگویم یا نه
می بشوید زدرون زنگ ریا
کار خمار بگویم یا نه
نیست چون محرم این رنج طبیب
درد با یار بگویم یا نه
یار دل مخزن سر دست خدا
با وی اسرار بگویم یا نه
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تأمل در مورد بیان احساسات و رازهای عاشقانهاش میپردازد. او از خود میپرسد که آیا باید زیباییها و دردهای دل را بگوید یا نه. با اشاره به محبوبش، او تمایلی به شرح عشق و وصف زیباییهای او دارد، اما در عین حال از ترس عواقب افشاگریها و پیچیدگیهای عشق، دچار تردید میشود. او به مواردی از جمله پرهیز از بیپردهگی و خطرات عشق اشاره میکند و در نهایت، به این فکر میافتد که آیا باید با معشوقش رازی را در میان بگذارد یا نه. این شعر درگیریهای درونی شاعر را در بیان عشق و احساساتش به تصویر میکشد.