شمارهٔ ۱۰۵۲ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
مرغ هوهو زد به گلشن خیز دهی
از سبو می در قدح کن یا صبی
ناخدا را گو بطوفان دل بنه
کان نه آن دریاست کش یا بند پی
نی برقص آورد باد صبحدم
نوش کن باده ببانگ چنگ و نی
جام جم گیر و مخوان قصه زجم
می بخواه و بگذر از کاوس کی
آب آتشگون و لاله آتشین
برد از خاطر غم سردی دی
گر کسی مجنون شود در دشت عشق
لیلی دیگر برون آید زحی
ای عزیز ار سوی کنعان بگذری
گویدت یعقوب اهلا یا بنی
آذرم بر جان زد آذربایجان
میبرم یرغو بر سلطان ری
تا بگیرد از کرم فیروز شاه
خرقه آشفته را از رهن می
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به وصف زیباییهای عشق و زندگی میپردازد. شاعر به مرغ هوهو اشاره میکند که برای زندگی شاد و پر از جشن به گلشن میپردازد و میگوید که باید از خوشیها و زیباییها بهرهمند شویم. نوشیدن شراب و غرق شدن در لذتهای زندگی توصیه میشود و به بیداری و شادابی صبحگاهی اشاره میکند. شاعر همچنین به داستان یعقوب و پسرش اشاره دارد و به دوستی و محبت میان انسانها تاکید میکند. در نهایت، زبان به تحسین جمال و عشق میگشاید و بر ضرورت غنیمت شمردن زیباییها و شادیهای زندگی تاکید میکند.