شمارهٔ ۱۰۷۲ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
پیش از این بوده بچین صورتگری
نقش او میرفته در هر کشوری
تا که شد نقش بدیع تو عیان
دفتر مانی ندارد زیوری
سدره بالائی بهشتی طلعتی
حور رخساری و غلمان منظری
تا تو جا در خانه دل کرده ای
در نمیگنجد بچشمم دیگری
در صف مژگان چه ای چشم مست
ترک مستی در میان لشکری
خال او هندو رخش آتشکده
لیک از آتش بجوشد کوثری
آب حیوان از دهانت نکته ای
آفتابت پیش عارض اختری
شکوه گفتم از تو بر داور برم
داوری نتوان که خود تو داوری
گر بآتش سوزدم آشفته دوست
به که آبم برفشاند دیگری
گر مس قلبت بسوزد نار عشق
میشوی اکسیر اگر خاکستری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و ویژگیهای خاص یک معشوق میپردازد. شاعر به توصیف چهره و جمال محبوبش میپردازد و او را به عنوان یک اثر هنری بینظیر در نظر میگیرد. معشوق، با ویژگیهای جذاب و خاص خود، در دل شاعر جا پیدا کرده و هیچ چیز دیگری نمیتواند جایگزین او شود. همچنین، شاعر از عشق و تاثیرات آن بر زندگی و روح خود صحبت میکند و بیان میکند که اگر معشوق او را بسوزاند، این سوزش به او تبدیل به اکسیر میشود و عشق را در وجودش زندهتر میکند. در نهایت، بر قدرت عشق و زیبایی معشوق تأکید میشود که فراتر از قضاوت و داوری دیگران است.