شمارهٔ ۱۰۸۵ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای کون و مکانت بسرپنجه اسیری
ای کاتب دیوان قضا از تو دبیری
روح القدس از فیض تو آراسته شهپر
جبریل کدامست زکوی تو سفیری
گر چنگی حکمت نزند چنگ به پرده
ناید زنی و چنگ نوای بم و زیری
در درگه اجلال تو نمرود غلامی
قارون گه اعطای سخای تو فقیری
بیواسطه شمع به بینی بشب تار
بی رابطه گفتن دانای ضمیری
امکان همگی خاکند تو عالم پاکی
عالم همه خفاشند تو مهر منیری
هم دست خدا هستی هم نایب احمد
هم مایه ایمان و باسلام ظهیری
از نسل تو باقیست همه حجت اسلام
از توست جوانان بهشتی و تو پیری
جویند چو سلطان زپی مسند امکان
حقا که تو شایسته تاجی و سریری
سیف الله مسلولی سر پنجه ایزد
در بیشه امکان همه روباه تو شیری
آشفته مداح تو افتاده بگرداب
وقتست که دستش زسر مهر بگیری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ستایش مقام و عظمت خداوند و پیامبر اسلام اشاره دارد. شاعر از قدرت و حکمت خداوند سخن میگوید و تاکید میکند که همه موجودات و عالم تحت اراده او هستند. او به ویژگیهای معنوی و نورانی حق اشاره میکند و بیان میکند که تا چه حد او از دیگران بالاتر و برتر است. همچنین، شاعر به نقش پیامبر به عنوان راهنمای بشر و واسطه بین خدا و انسانها اشاره میکند و بر اهمیت ایمان و ارتباط با خداوند تاکید دارد. در نهایت، دعوت به طلب یاری از خداوند و پیامبر به منظور رهایی از مشکلات و نیازهای دنیوی مطرح میشود.