شمارهٔ ۱۱۰۷ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای سرو نورسیده زگلزار کیستی
دل میبری زخلق و دل آزار کیستی
ای زلف سرنگون شده ی همچو بخت من
ای پرچم بلند نگونسار کیستی
ای باغ ارغوان و سمن جلوه ی زناز
پرده بهل بگو که سمن زار کیستی
ای عندلیب باغ گلت میکند سفر
در این چمن بگو که گرفتار کیستی
دم میزند زیاری تو هر که را دلیست
در این میانه راست بگو یار کیستی
هر جا دلیست بسمل تیر نگاه تست
ای ترک جان شکار تو خونخوار کیستی
بر هر پرتو نامه خونین عاشقیست
ای نامه بر کبوتر طیار کیستی
یوسف وشان شهر ببازار جلوه گر
بی سیم و زر دلا تو خریدار کیستی
سرو من و تو هر دو بگلزار می چمند
زین دو تذرو بنده رفتار کیستی
همخانه با تو دلبر و همکاسه با تو یار
در شهر گو دلا تو طلبکار کیستی
آشفته وار جمله جهانت بجان غلام
از این همه غلام نگهدار کیستی
ای مسند خلافت ای عرش معنوی
غیر از علی بگو تو سزاوار کیستی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از حافظ به زیبایی به توصیف یک معشوق میپردازد و سوالاتی درباره هویت او مطرح میکند. شاعر از او به عنوان شخصی دلربا و جذاب یاد میکند که دلها را میرباید و توجه همه را جلب میکند. او به زلفهای بلند، زیبایی باغهای ارغوان و سمن، و تاثیر عمیق نگاههایش اشاره میکند. در این شعر، شاعر به شدت عاشقانه و با شگفتی از معشوق خود سخن میگوید و در نهایت به مقام بالای علی (ع) اشاره میکند، که او را سزاوارترین فرد میداند. در کل، این اثر ابراز عشق و زیبایی به همراه سوالات فلسفی درباره هویت و مقام انسانی را به تصویر میکشد.