شمارهٔ ۱۱۶۵ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
لطف با دوست نه با خصم مدارا نکنی
خون این هر دو بریزی و مهابا نکنی
عاشقان راست دم و راست رو و جانبازند
قتل این قوم خطا باشد و هان تا نکنی
دل ما خسته و رنجور دو چشمت بیمار
معجز عیسویت هست و مداوا نکنی
بیکران بحه عشق ارچه بسی طوفان زاست
نوح با تست سفر از چه بدریا نکنی
خوبرویان جهان دوست کش و دشمن دوست
دگران کرده گر اینکار تو آنها نکنی
طلب ار میکنی اکسیر مراد ای درویش
غیر خاک در میخانه تمنا نکنی
در میخانه بود کعبه اصحاب صفا
سجده ای طالب مقصود جز آنجا نکنی
در سوایدی تو آشفته چو سودای علیست
سود خواهی تو علاج از پی سودا نکنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع روابط انسانی و عشق میپردازد. شاعر به دوستداشتن و محبت به دوستان تأکید میکند و نصیحت میکند که با دشمنان هم به مهربانی رفتار شود. او بر این باور است که عشق واقعی نیاز به وفاداری و توجه دارد و قطع ارتباط با دوستان و عدم تلاش برای درمان دل شکسته، خطا است. شاعر همچنین به اهمیت میکده و جستوجوی حقیقت در کنار دوستان اشاره میکند و تأکید میکند که تنها در میخانه میتوان به تعالی و هدف واقعی رسید. در نهایت، اشاره به عشق و سودای علی بهعنوان کلید درمان در دلها را دارد و از دلخواهی و جستوجوی واقعی یاد میکند.