شمارهٔ ۱۱۹۲ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خیز و بیار زآن خط و لعلم تو مشک و می
خضرم بکن که خضر از این روست سبزحی
گریان شده است ابر چو مجنون بهای های
لیلی زحی دمی بدرآ می بیار حی
طی گشت دستگاه سلیمان و جم نماند
می ده که تا بساط تعلق کنیم طی
یعقوب تو بگوشه بیت الحزن بمرد
خیز و بنه بخاک پدر پای یا بنی
خیز و بیار باده و بوس و کنار هم
ترتیب کن قضیه ولیکن بشرط شی
گر هست گوشه ای و کتابی وهمدمی
بهتر زحکمرانی شام و عراق و ری
بی پرده می بیار به کوری محتسب
کامد زپرده لاتخف از قول چنگ و نی
می خور ببانگ چنگ و زنخدان یار گیر
این سیب به بجو چکنی نحو سیبوی
چون دید ریخت جامه اخضر چمن زبر
بر او لباس قاقم پوشید فصل دی
ساقی بیار جام پیاپی بیاد شاه
اندیشه تابکی زقضاهای پی زپی
شاهنشه عوالم امکان ولی عصر
آن حجت خدای که نازد جهان بوی
آشفته افسری زسگان درش گرفت
او را بسی است فخر بتاج قباد و کی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر دعوت به سرور و شادی میکند و از نوشیدن می و خوشیهای زندگی صحبت میکند. او استفاده از طبیعت و زیباییهای آن را به عنوان نمادی از زندگی و تازگی توصیه میکند. همچنین به مرگ یعقوب و غم او اشاره میکند و بیان میکند که بهتر است به جای اندوه، به سراغ لذتها و خوشیها برویم. شاعر از اصطلاحاتی چون "جرعه" و "چنگ و نی" برای دعوت به عیش و نوش استفاده میکند و به یادآوری مسائل عرفانی و فلسفی در پس این لذتها میپردازد. در نهایت، به مقام و عظمت شاهنشاه و آثار برتر آن اشاره میشود و در عین حال به ناپایداری قضا و قدر نیز پرداخته میشود.