نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۳۲ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

پارسی جامه بخوانید غزل‌های دری

که برید آمد و آورد زری فتح هری

غازه کن چهره به هر هفت که شاه غازی

غازیان را به غزا داد صلا حمله‌وری

نه همین فتح است هرات است تو را مژده وهم

که از این فتح بسی ملک دول شد سپری

همت شه نه به این فتح کمین شد مقصور

مکن ای وهم در این باب تو کوته‌نظری

گر عزیمت کندش عزم جهان گیر به رزم

خنگ او بگذرد از بام ثریا و ثری

تیغ بر پشت نهد شیر فلک را چو به رزم

ناف هفتم ز پیش می‌کند آنجا سپری

به مثل صارم تیزش چو درآید به میان

از پسر قطع کند ربطه علاقه پدری

نیست بی‌جا که فلک منطقه دارد به میان

می‌کند بندگیش کرده مجره کمری

گر کند خصم تو در آب چو ماهی منزل

می‌کند آب به اجزای وجودش شرری

ور محب تو خورد زهر ز آب و حنظل

حاش لله که بودشان اثری جز شکری

صیت عدل تو چو گردید بلندآوازه

شد حصاری به عدم فتنه دور قمری

نوبتی گو بزند نوبت فتح و نصرت

تا کند رفع ز گوش فلک این رنج کری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به پیروزی‌های تاریخی و نظامی اشاره دارد، به ویژه فتح هرات و آزمایش‌های شجاعت و قدرت پادشاهان. شاعر از زیبایی‌های غزل‌های دری صحبت می‌کند و به صلابت و قدرت غازیان اشاره می‌کند. او بر این باور است که این فتح تنها یک شروع است و پادشاه در پی فتح‌های بیشتر و گسترده‌تر است. به وضوح احساس غرور و شجاعت در این متن وجود دارد و شاعر بر نقش عدالت و قدرت پادشاه تاکید می‌کند. شعر همچنین به سختی‌های جنگ و پیروزی‌های بعدی اشاره دارد و امید به موفقیت‌های آینده را بیان می‌کند.