نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۵۲ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

ای ترک از تیر نظر تو آفت رویین‌تنی

شیر ار بود آهوفکن تو آهوی شیرافکنی

بر برگ لاله سنبلی یا سبزه بر گرد گلی

بگرفته‌ای خاتم ز جم ای خط مگر اهریمنی

ای زلف پرچین و گره بر گو کمندی یا زره

بر گردن مه چنبری بر مهر تابان جوشنی

ای مو بر آن رو غازه‌ای مشک تری و تازه‌ای

با اینکه نار چهره را پیوسته در پیراهنی

ای چشم فتان ساحری ای ترک غضبان کافری

در خوردن خون ماهری در جادویی بس پرفنی

پیر مغان موسی بود می شعله سینا بود

از خاک پاک میکده لابد تو طور ایمنی

در دیده هرگز ناییم ای شاهد هرجاییم

با اینکه تو خورشیدسان در دشت و کوی و برزنی

در جلوه‌گه لیلاستی گه در نظر عذراستی

گه مظهر سلماستی شیرین گهی در ارمنی

جانان جان و جان تن آرام دل و روح بدن

گفتم مگر دوری ز من چون نیک دیدم با منی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر از زیبایی و جذابیت معشوق خود صحبت می‌کند و او را با تصاویری شاعرانه توصیف می‌کند. معشوق با نگاهی آتشین و جذاب، روح و دل شاعر را تسخیر کرده است. او همچنین به زلف و موهای معشوق، و تأثیرات سحرآمیز آن اشاره می‌کند. شاعر در این سرود، عشق و زیبایی را در هم می‌آمیزد و نشان می‌دهد که چگونه معشوق نه تنها در نظر او بلکه در میان همگان درخشنده و بی‌نظیر است. در نهایت، شاعر به ارتباط عمیق خود با معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌کند که هرچند ممکن است دور باشند، اما در واقع دل‌ها و روح‌هایشان به هم پیوند خورده است.