شمارهٔ ۱۳۲ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
عشق بتان حاصل ایام ماست
کام نجستن ثمر کام ماست
عشق بتان و بت بتخانه چیست
بشکنم این جمله که اصنام ماست
تا که نعیم ابدی یافتم
هر دو جهان حاصل انعام ماست
زین همه حلوا که دهان مملو است
زهر هلاهل زچه در کام ماست
عشق زآلایش عاشق بریست
عشق در اینمرحله بدنام ماست
آنکه تو گوئیش که او دلبر است
گر نگری غایت اوهام ماست
طره شبرنگ تو چون باز شد
صبح ازل در کنف شام ماست
تا که دلم محرم کوی تو شد
کعبه همه عمر با حرام ماست
زلف تو زنار دلم از چه شد
کفر چرا رهزن اسلام ماست
دل بهوای دگری طایر است
سبحه و زنار چرا دام ماست
گفتمش آشفته که بوده است گفت
سوخته ی در هوس خام ماست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به عشق و دلدادگی اشاره دارد و بیانگر عواطف و احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. در این متن، شاعر عشق را منبع خوشبختی و زندگی میداند و میگوید که همه زیباترین لحظات و نعمتها از آن ناشی میشود. او همچنین به تضاد میان عشق و بتپرستی اشاره میکند و عشق حقیقی را بر بتهای ظاهری ترجیح میدهد. شاعر از درد و رنجهای عشق سخن میگوید و ابراز میکند که دلدادگی و آرزوهایش او را به سوز و گداز میکشاند. به طور کلی، شعر نشاندهنده تلاش شاعر برای درک عشق و زندگی در مسیر عشق است، حتی اگر این راه پر از چالشها و تردیدها باشد.