نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۵۷ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

این شکل بشر زمشکلاتست

ممکن چو تو کی زممکنانست

این جمله صفات کبریائی

تفسیر بیان حسن ذاتست

حاشا که بجز خط تو باشد

بر تنگ شکر اگر نباتست

پیش گل روی تو گلستان

چون نقش بر آب بی ثباتست

کی ذات تو را صفت توان کرد

کاوصاف تو برتر از صفاتست

بر دیده ما بران سفینه

کاین دجله آن دگر فراتست

در بتکده رو که بشکنی بت

کی چون تو صنم بسومناتست

صبحست قفای شام هجران

در ظلمت چشمه حیاتست

هر چیز بود جهت پذیرد

جز عشق که خارج از جهاتست

در بازی عشق خسرو عقل

شاه است ولی اسیر و ماتست

آشفته میفروش نوح است

میخانه سفینه نجاتست

از خاک نجف تو رو مگردان

کاین خانه پناه کایناتست

در وصف علیست عقل حیران

نه واجب نه زممکناتست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی صفات و ویژگی‌های الهی و انسانی می‌پردازد و بیانگر عشق و نیاز به الوهیت است. شاعر به زیبایی خداوند و مقام علی (ع) اشاره می‌کند و تأکید دارد که صفات الهی فراتر از توصیف‌های انسانی است. او همچنین بر تنگی و ناپایداری جهان مادی و نقش عشق در زندگی تأکید می‌کند. در نهایت، شاعر عشق را خارج از محدودیت‌های وجودی می‌داند و بر اهمیت حضور و توجه به علی (ع) به‌عنوان پناهی برای موجودات تأکید می‌کند.