نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۰ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

من بخود مشغول و یار از دست رفت

چون کنم یاران که کار از دست رفت

روزگارم صرف شد در انتظار

تیغ برکش روزگار از دست رفت

عقل و دین و صبر و هوشم بد دریغ

عشق آمد هر چهار از دست رفت

باز پس ناید دگر زان چین زلف

دل که ما را چند بار از دست رفت

دل ندادم تا که بودم اختیار

چون کنم چون اختیار از دست رفت

تا که با پیمانه شد عهد و قرار

عهد و پیمان و قرار از دست رفت

هست آشفته علی چون یار دل

از چه میگوئی که یار از دست رفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره از دست دادن یار و احساس درد و ناامیدی شاعر است. شاعر در انتظار یار خود بوده و تمام تلاش‌هایش بی‌نتیجه مانده است. او می‌گوید که عقل، دین، صبر و هوش همگی به خاطر عشق از دست رفته‌اند. دل او بارها آسیب دیده و حالا که اختیارش را گم کرده، نمی‌داند چه کند. همچنین، اشاره به پیمان‌ها و عهدهایی دارد که به فراموشی سپرده شده و در نهایت، احساس آشفته‌گی خود را در نبود یار ابراز می‌کند.