شمارهٔ ۲۰۷ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
فتنه کی از قد موزون تو چالاکتر است
باده کی از لب نوش تو طربناکتر است
گرچه اهریمن جادوی بسی ناپاکست
نتوان گفت ز جادوی تو ناپاکتر است
گرچه هر جامه که پوشی به بر تو زیباست
کسوت ناز به بالای تو چالاکتر است
گرچه آلوده بود دامن ما بوالهوسان
عشق را دامن تقدیس از این پاکتر است
گفتی ای برق جهانسوز بسوزم خاشاک
نخل خشکیده ما از همه خاشاکتر است
گفتی آشفته اگر خاک شدی اکسیری
وه که اکسیر به خاک در تو خاکتر است
خاک راه علیم فخر کنم بر افلاک
کآستان درش از نُه فلک افلاکتر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و قدرت عشق و معشوق اشاره دارد. شاعر در توصیف معشوق خود که از هر چیزی زیباتر و با جذبهتر است، میگوید که هیچ چیز نمیتواند به پای او برسد. او حتی با وجود ناپاکیها و آلودگیهای دیگر، عشق و زیبایی معشوق را خالص و بینظیر میداند. در پایان، شاعر به جایگاه والای عشق و معشوق در جهان اشاره میکند و بر عظمت و مقام آنها تأکید میکند.