شمارهٔ ۲۲۱ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
ای ترک گر آزردن دلهات خیالست
آزردن عشاق زتیغ تو محالست
عشاق حیات ابد از تیغ تو دیدند
بس کشتن این طایفه ایدوست محالست
گر قصد بود قتل منت روی بگردان
چون موت و حیاتم بفراق است و وصالست
پا تا سر او چیست همه غشوه و ناز است
سر تا قدمش چیست همه غنج و دلالست
حور است پری نه ملک و ماه فرشته
کز هر چه بوهم آید برتر بجمالست
حور و پری این رسم ندانند و بکویند
یا کی ملک و ماه باین خوی و خصالست
گفتند حکیمان سخن از مسئله جزء
اما زدهان تو نه یارای مقالست
رستم بگریزد زمصاف سپه عشق
مسکین دل سودا زده ما به چه حالست
آشفته نورزی بجز از عشق نکویان
هر دین که جزا نیست همه عین ضلالست
جز مدح علی هیچ نخوانی که حرامست
جز مهر علی هیچ نورزی که نکالست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره احساسات و عشق است و بیان میکند که آزردن دل عاشقان کار دشواری است. شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و میگوید که او فراتر از هر زیبایی خیالی است. همچنین تأکید میشود که عشق و دلدادگی امری حیاتبخش است و بدون عشق، زندگی بیمعناست. شاعر به عشق علی و مدح او اشاره میکند و آن را در مقایسه با بقیه موضوعات از اهمیت بیشتری برخوردار میداند. در نهایت، شاعر از رنج و حال خود به خاطر عشق سخن میگوید و به گیجکننده بودن زندگی بدون عشق اشاره دارد.