شمارهٔ ۲۷ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
هر که را حرفتی و عشق بود پیشه ما
شیر را خانه به نی برق بود بیشه ما
از پس مرگ زند شاخه ام از میکده سر
کاندرین باغ بجا ماده بسی ریشه ما
غیر عکس تو نیفتاد در آیینه دل
جز خیال تو نگنجد در اندیشه ما
ما بسر تیشه زدیم ای دل و فرهاد بسر
هست خونریزتر از تیشه او تیشه ما
مشکن ساغر آشفته تو زاهد بگذر
عکس ساقیست که رنگین شد ازو شیشه ما
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره عشق و هنر است و به زیباییهای عشق و تاثیر آن بر زندگی انسانها اشاره میکند. تصویرهایی از میکده و باغ، به همراه احساساتی چون حیات و مرگ، در این شعر به کار رفته است. شاعر به اهمیت عشق و زیبایی در دل و ذهن اشاره میکند و از تیشه و ساغر به عنوان نمادهایی برای نشان دادن خطر و لذت عشق یاد میکند. در نهایت، او به زیبایی و رنگینی عشق اشاره میکند که زیبایی را در زندگی انسانها به وجود میآورد.