شمارهٔ ۲۷۱ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن (رمل مثمن سالم)
هر کرا بینی به کیش خویش دارد استقامت
ای مسلمانان من از اسلام خود دارم ندامت
چون قمر گرچه سریعالسیرم اندر دور ادیان
چون زحل بر آسمان عشق دارم استقامت
بس سفر کردم به کعبه بازگردیدم پشیمان
ای خوشا آن روز کافکندم به میخانه اقامت
خورد خونم روز سیروز و به فتوای تو ساقی
من خورم خونش به یک شب مرحبا از این غرامت
رهروان اندر طریق عشق سر دادند خوشدل
گو سر خود گیر و بگذر ای که میجویی سلامت
ای حریف شخ کمان عشق هان مردش نخوانی
هرکه رو گردانْد در میدانت از تیر ملامت
لاجرم آشفته آزاد است از آتش به محشر
هرکه از داغ علی دارد به پیشانی علامت
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تعابیر مختلفی از عشق و ایمان اشاره میکند. او از استقامت و پایبندی به کیش و مذهب سخن میگوید و به خودش به عنوان مسلمان ندامت میورزد. بر خلاف سرعت روحانیاش در سفر به ادیان گوناگون، به عشق و ثبات در آن اشاره میکند. شاعر از سفر به کعبه و پشیمانیاش سخن میگوید و میگوید ناخوشا به حال کسانی که به میخانه لطف کرده و در جستوجوی عشق و حقیقت هستند. او به جامعهای اشاره دارد که در آن رهروان عشق به راحتی از ملامتها میگذرند و به یاد علی (ع) برچسبی از محبت و آزادی دارند. این شعر در واقع دعوت به عشق و عدم تعلق به محدودیتهای مذهبی است.