نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۱ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

ماه من ماه را نخستین است

وقت تجدید عهد پارین است

ماه ماتم برفت و عیش آمد

ساقیا فال نیکوئی این است

ماه نو جز بجام کی بیند

هر کرا دیده جهان بین است

ماه نو شد شراب کهنه بیار

کز می کهنه بزم رنگین است

تلخ چون صبر عاشق مشتاق

کاخر صبر عیش شیرین است

ارتفاع از قدح بگیرد خور

کافتابی منیر و مشکین است

مطرب از راست کن نوای حجاز

که رحیل مخالف دین است

مه میلاد احمد مرسل

پادشاهی که شرعش آئین است

می کش و بر دعای شه کن جهد

که ملک در فلک بآمین است

دین آشفته چیست مدح علی

سنتش طعن دشمن دین است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در مورد آمدن ماه نو و جشن‌های مرتبط با آن صحبت می‌کند. شاعر به شادی و خوشحالی بعد از ایامی که به ماتم گذشت، اشاره دارد و ساقی را به آوردن شراب کهنه دعوت می‌کند. او از زیبایی‌ها و لذت‌های زندگی می‌گوید و اینکه صبر عاشق در نهایت به شیرینی و شادی می‌انجامد. همچنین به اشاره به میلاد پیامبر اسلام (احمد مرسل) حضوری مقدس در این جشن دارد و به اهمیت دین و سنت تأکید می‌کند. نهایتاً، شاعر به مخالفت با دشمنان دین و سنت می‌پردازد و از مدح علی (علیه‌السلام) در دین سخن می‌گوید.