نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰۴ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در گوش به جز عشق توام زمزمه‌ای نیست

در سر به جز از شور توام همهمه‌ای نیست

در دیر و حرم مطرب و مؤذن همه در ذکر

جز یاد تو هرجا شنوم زمزمه‌ای نیست

از صدر ازل هرچه بگفتند و بگویند

از دفتر حسن تو به جز شر زمه‌ای نیست

از سلمی و شیرین و زلیلا و ز عذرا

مقصود یکی بوده و باشد، همه‌ای نیست

ای شیخ جهانی ز تو فردا به تظلم

بر ما به جز از خون رَزان مظلمه‌ای نیست

ای خواجه چه نازی ز حشم یا خدم خویش

آسوده کسی کش گله‌ای و رمه‌ای نیست

آشفته بود از شب هجر تو مشوش

از روز حسابش به درون واهمه‌ای نیست

من خود ز سگان در شاهنشه طوسم

اعمال به جز حب بنی‌فاطمه‌ای نیست

ماییم و ولای تو و بیزاری از اغیار

جز محکمه حیدر هم محکمه‌ای نیست

در اول و آخر ز علی گوی و ز قائم

عنوان به جز از آن و جز این خاتمه‌ای نیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شعر به طور کلی بیانگر عشق و ارادت به معشوق است که در اینجا اشاره به خدا و اهل بیت (علیهم‌السلام) دارد. شاعر می‌گوید که در زندگی‌اش هر گوشه‌ای که بنگرد، تنها یاد تو و محبت تو را می‌بیند و هیچ چیز دیگری برایش اهمیت ندارد. او تأکید می‌کند که تمام صحبت‌ها و قصه‌ها، در نهایت به تو ختم می‌شود و عشق به تو جایگاه ویژه‌ای دارد. در این راه، انتظار از خداوند و اهل بیت را به تصویر می‌کشد و به بی‌تفاوتی نسبت به دنیا و غیر از آنها اشاره می‌کند. در نهایت، شاعر بر این نکته تأکید دارد که عشق و پیروی از اهل بیت و ولایت علی (علیه‌السلام) تنها راه نجات و حقیقت است.