نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۲۶ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

یکدم آنرا که فراغت زدو عالم باشد

گر بکف جام سفالین بودش جم باشد

آدم آنست که بر سیرت و خلق بشر است

آدمیت نه همین صورت آدم باشد

دوری از نوع بنی آدم از آن میجویم

که ندیدم یک ازین طایفه محرم باشد

دیو نفس ار بکشد آدم و شهوت بنهد

میتوان گفت کز ارواح مکرم باشد

مختلط بودن با خلق و ملوث نشدن

در جهان بر نبی و آل مسلم باشد

نبود سیرت و اخلاق سلیمان اورا

اهرمن را بکف ار چند که خاتم باشد

دمی از عشق مکن غفلت و غافل منشین

که همه عیش جهان بسته باین دم باشد

طالب لیلیم آشفته چو مجنون در دشت

وحشی آسا زبنی آدمم ازرم باشد

لیلی ما که بود شیر خدا مظهر حق

که طفیلی درش آدم و عالم باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی مفهوم واقعی انسانیت و ارتباط آن با سیرت و اخلاق می‌پردازد. شاعر می‌گوید که انسانیت تنها به شکل ظاهری آدمی نیست، بلکه باید به رفتار و ویژگی‌های اخلاقی او توجه کرد. او به دوری از افرادی اشاره می‌کند که از نوع بشر هستند، اما محرم و درستکار نیستند. همچنین، شاعر اشاره دارد که اگر نفس و شهوت بر آدم غلبه کنند، او از مقام انسانی خود فاصله می‌گیرد. در ادامه، او به اهمیت حفظ پاکی و عدم آلودگی در تعامل با دیگران تأکید می‌کند و از عشق به خداوند به عنوان عاملی برای ارضای روح و زندگی یاد می‌کند. شاعر به لیلی و مجنون نیز اشاره می‌کند، نمادهایی از عشق و جستجوی حقیقت و انسانیت در این جهان.