شمارهٔ ۳۵۰ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
این زندهرود دیده ز بس آب میدهد
ناچار هرچه هست به سیلاب میدهد
لنگر فکن به میکده این یک دو روز عمر
دوران چو کشتی تو به غرقاب میدهد
دل دردمند عشق و شفاخانه لبت
ما را دوا به شکر و عناب میدهد
خاریم ما به گلشن ایام و باغبان
ما را طفیل سنبل و گل آب میدهد
دریای حسن موج زد اندر کنار یار
نافش عیان نشانه ز گرداب میدهد
ترکی که گردم باده اغیار شد سرش
کی گوش دل به صحبت احباب میدهد
نازم به صیرفی خرابات کز کرم
مس میستاند از تو زر ناب میدهد
باب الله است حیدر و شیخ از در غلط
ما را عبث نشانه به هر باب میدهد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف جاذبههای عشق، زندگی و لذایذ دنیوی پرداخته است. شاعر به زیباییهای زنده رود و تأثیر آن بر زندگی اشاره میکند و میگوید که با وجود مشکلات، باید از لحظات کوتاه عمر استفاده کرد و به میکده و شیرینی زندگی روی آورد. او به دردهای دلش به خاطر عشق و آرامش ناشی از آن اشاره میکند و بیان میکند که مانند گل در باغ، دچار مشکلات و رنجهاست، اما همیشه امیدوار به زیباییهاست. به طور کلی، شعر تأکید دارد بر لذتبردن از زندگی و عشق، حتی در میان سختیها.