شمارهٔ ۳۸۶ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
اگر آه مرا اندر شب هجران اثر باشد
کفایت خرمن کون و مکان را یک شرر باشد
ندیدی حالت یعقوب و حسن ماه کنعان را
جفاکار است و زیبارو اگر چه خود پسر باشد
دهان بگشا و حرف قتل عاشق در میان آور
که تا معلوم گردد کت دهان هست و کمر باشد
قدت را سرو گفتم لیک حیرانم که در بستان
ثمرکی سرورا عناب و بادام و شکر باشد
نیارد منع عاشق از نظر بازی آن منظر
نصیحت گو اگر از زمره اهل نظر باشد
تراکت غنچه وش پرخنده لب باشد نه ای عاشق
نشان عشاق را لبهای خشک و چشم تر باشد
مکن از من دریغ ای باد خاک مقدم او را
که خاک پای او آشفته را کحل البصر باشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این شعر به درد و رنج عشق و جدایی اشاره میکند. او میگوید که اگر آه او در شب هجران تأثیری داشته باشد، کافی است که تنها یک شرر از محبت به آن بیفزاید. او همچنین به حالت یعقوب (پدر یوسف) و حسن (عاشق لیلی) اشاره میکند که نشان دهندهی غم و اندوه عشق است. شاعر به معشوق میگوید که اگر میخواهد بفهمد عشق واقعی چیست، باید حقیقت را ببیند. او زیبایی معشوق را با درخت سرو مقایسه میکند و از او میخواهد که لبخند و شادی را در عشق بپذیرد، نه تنها غم و جدایی را. شاعر همچنین میگوید که عشق به معنای چشمهای پرآب و لبهای خشک است و هر داد و ستدی در عشق باید با محبت و اشتیاق همراه باشد؛ او از باد میخواهد که خاک پای معشوق را بر دوش بکشد تا به عشق واقعی دست یابد. در کل، شعر به عمق احساسات عاشقانه و پیچیدگیهای آن میپردازد.