شمارهٔ ۳۹۴ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
دلبر از کین بنگر با من دلداده چه کرد
غم آن سرو سهی با دل آزاده چه کرد
گر مرا خرقه برهن می نابست چه باک
زاهد شهر ندانی که بسجاده چه کرد
زده از مشگ ختن خال معنبر بر گل
بنگر این نقش که با آینه ساده چه کرد
دل که دیوانه و زنجیری او نیست کجاست
چابکی بین که بیک جلوه پریزاده چه کرد
ساقی از بوی میش کرد مرا آشفته
با حریفان بنگر نشئه آن باده چه کرد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عاشقانه و تأثیر عشق بر دل عاشق پرداخته است. شاعر از درد و غم ناشی از عشق صحبت میکند و به تغییرات روحی و حالتی که عشق در او ایجاد کرده اشاره میکند. او از زاهدی که دنیا را نمیشناسد میگوید و همچنین به زیباییهای عشق و تأثیر آنها بر دل معشوقهاش اشاره دارد. در نهایت، شاعر به نوشیدن باده و اثرات آن بر روح و وضعیت خود و همراهانش اشاره میکند.