شمارهٔ ۴۱۲ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
مطرب امشب راه دیگر میزند
پرده دل را به نشتر میزند
تا که آرد صوفیان را در سماع
ساز بر قانون دیگر میزند
من مسلمان بودم ای اسلامیان
راه دین این چشم کافر میزند
داشت با مژگان تو دل عربده
پنجه با شاهین کبوتر میزند
میتپد دل در درون سینهام
تا که یارب حلقه بر در میزند
ساقی امشب باده رنگین تو
طعنه بر تسنیم و کوثر میزند
یاد زلف کیست عود مجمرم
کز هوایش شعله مجمر میزند
هرکه بنویسد حدیث اشتیاق
آتشی بر کلک و دفتر میزند
عاشق تو در صف میدان جنگ
یکتنه بر خیل لشکر میزند
پستهٔ شیرین آن شکردهان
خنده بر قند مکرر میزند
آتشی دل نالهٔ نایی بود
کز نوا بر جانم اخگر میزند
از هجوم مشتری بر شکرت
چون مگس دل دست بر سر میزند
گر برآید ناله زارم ز دل
آتشی بر هفت اختر میزند
در شب هجر تو در پهلو و دل
نشترم دیبای بستر میزند
ناوک مژگان آن ابروکمان
بر دل آشفته خنجر میزند
هرکه از قید دو عالم بگسلد
دست بر دامان حیدر میزند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و روحانی میپردازد. شاعر از طریق تصاویر زیبا و نمادین، حالاتی چون عشق، جدایی و اشتیاق را توصیف میکند. او به میدان جنگی که عاشق او در آن قرار دارد اشاره میکند و از چالشهای روحی و عاطفی ناشی از عشق سخن میگوید. با توصیفاتی مانند "پرده دل را به نشتر میزند" و "ناوک مژگان آن ابروکمان"، شاعر نشان میدهد که عشق چگونه بر روح و جانش تأثیر میگذارد. همچنین، او به اهمیت و جایگاه معنوی عشق در زندگیاش اشاره میکند و با درونیترین احساساتش، تلاش میکند تا از قید و بندهای دنیوی آزاد شود.