شمارهٔ ۴۳۸ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
آتشی میلی به بالا میکند
یا که برقی رو به صحرا میکند
یا نشست آن آتشین چهره بزن
یا بتم عزم تماشا میکند
نه به بستان سر دایم مایل است
سرو تو کی میل با ما میکند
آنکه را با خار عشقت بستر است
تکیه کی بر فرش دیبا میکند
شهر یغما گر به ترکان شد شهیر
ترک تو صد شهر یغما میکند
بایدش در انجمن چون شمع سوخت
هرکه سرّی آشکارا میکند
عشق بر عقلم به چستی چیره شد
هرچه خواهد گو بهل تا میکند
ناتمامی از قبول قابل است
ورنه فاعل نقش زیبا میکند
زر شود مس از قبول کیمیا
تا چه با ما مهر مولا میکند
گرچه آشفته است اهل جنت است
هرکه بر حیدر تولا میکند
شیعیانت را تولا تام نیست
گرنه ز اعدایت تبرا میکند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساساتی عمیق و عاشقانه میپردازد. شاعر به توصیف آتش و انرژی عشق میپردازد که هم مشتاق به چگونگی اوجگیری و هم در پی جلب توجه است. او به تصویر کشیدن کیفیت عشق میپردازد و نشان میدهد که دلباختگان چگونه در انجمنها و محافل به شدت مشتاق و سوختهاند. همچنین به ارزش عشق و مقام والای معشوق اشاره میشود و تأکید میشود که عشق نهتنها عقل را تحت تأثیر قرار میدهد، بلکه زیبایی و ارزشهای بالای انسانی را نیز با خود به همراه دارد. شاعر در نهایت به ارتباط خود با اهل بیت و محبت به آنها اشاره میکند و نشان میدهد که وابستگی به این محبت به معنای دوری از دشمنیها و رویدادهای منفی است.