نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۵۴ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

شاهدان گیسو چلیپا می‌کنند

مسلمین را باز ترسا می‌کنند

آتشین دارند روی و عود زلف

آتشی بر دیگ سودا می‌کنند

شکوه از هجرانست یا شکر وصال

بلبلان کاین شور و غوغا می‌کنند

شاه ترکان زد صلا بر قتل عام

خون که ترکان بی‌محابا می‌کنند

باز نقاش صبا فراش باد

بوستان را فرش دیبا می‌کنند

مهوشان پارسی یغماییند

کاز نگاهی شهر یغما می‌کنند

در کمین این شخ کمانان هر طرف

رخنه از مژگان به دل‌ها می‌کنند

چون پری رخساره می‌پوشند و باز

عاشق آشفته رسوا می‌کنند

جز مدیح مرتضی اهل سخن

مدحتی گر کرده بی‌جا می‌کنند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به توصیف حالات و احساسات عاشقانه می‌پردازد. شاعر به زیبایی و جذبه‌ای که معشوق دارد اشاره می‌کند و از تأثیرات آن بر دل عاشقان می‌گوید. تناقضاتی در احساسات وجود دارد، از جمله شوق وصال و درد هجران. همچنین، شاعر از ستم و خشونت در دنیای اطرافش صحبت می‌کند و به حسرت و اشتیاق عاشقانه اشاره می‌کند. در نهایت، به ممدوح بودن امام علی (مرتضی) اشاره می‌شود و به دیگر مدیح‌ها که بی‌جا هستند، انتقاد می‌کند.