نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۰ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

معاشران دغل صاف عشق می‌نوشند

به تک‌پرده اصحاب راز می‌کوشند

نه صاحبان نظر راست بینشی کامل

لباس عشق هوس‌پیشگان چه می‌پوشند

صبوصفت به فغان مدعی ولی عشاق

چو خم لبالب و در جوش صاف و خاموشند

به کیش اهل هوس کام‌جویی است روا

که عاشقان تو از یاد خود فراموشند

مده شراب به مستان عشق ای ساقی

که این گروه از آغاز مست و مدهوشند

ز هوشمندی خود ای حکیم مغروری

نه آن دو جادوی عیار رهزن هوشند

همه اسیر چو آشفته در خم مویی

کدام سلسله این قوم حلقه‌درگوشند

چه کم ز تو اگرت عیب‌جو بود منکر

تو آفتابی و این کوردیدگان موشند

تو شاه کشور معنی علی و مظهر حق

که بندگان تو با پادشاه هم‌دوشند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به توصیف عشق و حال عاشقان می‌پردازد. او به تضاد میان عشق حقیقی و هوس‌رانان اشاره می‌کند، و تأکید می‌کند که عاشقان واقعی از خود غافل‌اند و در یک حالت نوعی مستی و بی‌خبری به سر می‌برند. در عوض، اهل هوس تنها به‌دنبال کام‌جویی‌اند و به درک عمیق‌تری از عشق دست نمی‌یابند. شاعر به حکیم مغروری نیز اشاره می‌کند که باید هوشمندانه رفتار کند، زیرا عشق واقعی فراتر از فریب‌ها و ظاهرهاست. در نهایت، او بر مقام بلندی که عشق حقیقی دارد، تأکید می‌کند و می‌گوید که بندگان واقعی عشق، در کنار پادشاه عشق، جایگاه ویژه‌ای دارند.