نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۱ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)

مرغ نوآموز تنگ حوصله باشد

زآن سبب از گل مدام درگله باشد

سلسله جنبان عشق گشت چو لیلی

گفت بمجنون که میر سلسله باشد

چون تو پسر خواهد از خدای دوباره

مریم اگر بر مسیح حامله باشد

ابروی تو چیست پیش صورت زیبا

سورهء نور است و مدِّ بِسمِلَه باشد

چنگ بغلغل که شیخ شهر بخوابست

پنبه چرا در دهان بلبله باشد

تا کِی ،  ای صرصرِ فراقِ عزیزان،

کز تو بعالم مدام زلزله باشد

بدر فلک گرچه خود بحسن تمامی

کی بمه من تو را مقابله باشد

شعله زنان آه من بکوی تو هر شب

هیچ نپرسیدی این چه مشعله باشد

از سرو جان بگذر و برو بر جانان

هستی تو در میانه فاصله باشد

عشق بیاموز ورند باش و قدح نوش

خوشتر ازینت بگو چه مشغله باشد

شیوه آشفته مدح حیدر و آل است

عاشق صادقبعشق یکدله باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

غزلی که نقل شده، بیانگر احساسات عاشقانه و مضطرب شاعر است. در آن، مرغ نوآموز به تنگ حوصلگی و نارضایتی از محیط اشاره می‌کند. عشق به لیلی و مجنون نمادین است و به معنای پیوند بین معشوق و عاشق است. همچنین، شاعر به زیبایی‌های معشوق و مقام او در برابر دیگران اشاره می‌کند و عواطفش را در قالب شعر بیان می‌کند. او از درد فراق و شوق وصال می‌گوید و حسرت بر دوری عشق را به تصویر می‌کشد. در نهایت، شاعر به ضرورت یادگیری عشق و خوشی در زندگی اشاره دارد و به رابطه‌ی عشق و مدح اشاره می‌کند که نشان‌دهنده‌ی عمق احساسات و وابستگی‌های انسانی است.