نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۶۵ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قضای عشرت ماه صیام باید کرد

شراب سی شبه امشب بجام باید کرد

بریخت خون خم ار زاهدی زتیغ هلال

بحکم شرع از او انتقام باید کرد

تو را چه سود زسی روز و شب قیام و قعود

قعود زآن و بر این یک قیام باید کرد

مدام خشک لب از روزه بودنت تا کی

دوای خشکی لب از مدام باید کرد

هلال عید چو از طرف بام رخ بنمود

چو ماه جلوه بر اطراف بام باید کرد

بود حرام می و میکده است بیت حرام

الا طواف به بیت الحرام باید کرد

کدام میکده میخانه محبت عشق

بکدیه جرعه آن می بجام باید کرد

شدی چو مست از آن باده همچو آشفته

بکوی ساقی کوثر سلام باید کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به چگونگی جدایی بین روزه‌داری و لذت‌جویی در ایام ماه رمضان پرداخته و به نوعی نقدی بر آن دارد که فرد باید از روزه‌داری و عبادت خسته شده و به جای آن به شادی و لذت پردازد. شاعر با اشاره به "شراب" و "عید"، به اهمیت لذت‌های دنیایی و محبت عشق نیز تأکید می‌کند. او بر این باور است که خشک ماندن لب‌ها از روزه‌داری تا کی می‌تواند ادامه یابد و در نهایت، دعوت به شادی و جشن را در روز عید مطرح می‌کند.