شمارهٔ ۴۷۱ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)
تا مهم از خانه سر بر میزند
آفتابش بوسه بر در میزند
شکوه از صیادم این باشد که تیر
تا چرا بر صید دیگر میزند
از کمان ابروی او جستم چو تیر
ترک چشم او به خنجر میزند
من نشاندم نونهالی را به چشم
باغبان گر دم ز عرعر میزند
عاشق آن نخل رطب آور بود
کاو نگارش سنگ بر سر میزند
جان فزاید غمزهات در هر نظر
بر رگ جان گرچه نشتر میزند
عشق چون مستور ماند کآفتاب
هرچه پوشی پرده سر بر میزند
شرح عشق آشفته با خامه مگو
کاین نیم آتش به دفتر میزند
شمع را چون آتش پنهان بود
لاجرم وقتی به سر در میزند
کیست آن شاعر که در اقلیم شعر
همچو سعدی سکه بر زر میزند
اوست حلوایی و هرکس چون مگس
بر دکانش دست بر سر میزند
بر جسارتهای آشفته ببخش
کاو رقم بر نام حیدر میزند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف زیباییها و عشق و احساسات انسانی میپردازد. شاعر با استفاده از تصاویری از طبیعت و عناصر مختلف، به بیان عشق و جاذبههای آن میپردازد. او از تیر و کمان به عنوان نمادهای عشق و زیبایی یاد میکند و اشاره به تاثیر قوی نگاه و حرکات معشوق دارد. همچنین او به هنر و شکوه شاعری اشاره کرده و خود را در کنار بزرگانی مانند سعدی قرار میدهد. درهیچ کجا از دلمشغولیها و غمهای عاشقانه غافل نیست و آنها را به زیبایی در کلمات خود جاری میکند. به طور کلی، شعر نمایانگر التهاب و زیبایی عشق به همراه چالشها و غمهای آن است.