شمارهٔ ۴۷۶ آشفتهٔ شیرازی
آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
شیخ زدین شه زاحتشام بنازد
عاشق درویش از کدام بنازد
مور ضعیف و شکستگی است نهادش
گرچه سلیمان زاحتشام بنازد
رند سحرخیز را زآه سپاه است
میر سپهبد گر از نظام بنازد
من بت جان بخش برده در حرم دل
برهمن ار از بت رخام بنازد
دولت باقی عشق باد سلامت
گر کسی از مال بی دوام بنازد
مژده قتل ارچه از زبان رقیب است
عاشق مشتاق از آن پیام بنازد
همت پیر مغان خم است مرا جام
این همه جمشید اگر زجام بنازد
رند خرابات هم زننگ نترسد
شیخ نکوکار اگر زنام بنازد
یوسف ما عشق و مصر اوست دل زار
بانوی مصری گر از غلام بنازد
نازش آشفته از مدیح علی بود
نه زر زروسیم چون لئام بنازد
گر همه نازند از امیر و وزیری
شیعه صادق همه از امام بنازد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوعاتی چون عشق، زیبایی، مقام و فنون روحانی میپردازد. شاعر به مقایسههای مختلف میپردازد؛ از جمله اینکه شیخ و رند هر کدام با ویژگیهای خاص خود به ناز و زیباییهای مختلف اشاره میکنند. او میگوید که در این دنیای فانی، عشق و احساسات واقعی ارزش بیشتری دارند و ناز و زیبایی به مقامهای دنیوی وابسته نیست. در نهایت، شاعر بر اهمیت عشق و محبت به معصومین تأکید میکند و نشان میدهد که افرادی مثل شیعه صادق باید به امامان خود عشق ورزند.