نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷۸ آشفتهٔ شیرازی

آشفتهٔ شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گر اهل عقل کار به تدبیر بسته‌اند

دیوانگان مدار به تقدیر بسته‌اند

بر کف نهاده ما سر تسلیم پیش دوست

گر عاقلان قرار به تدبیر بسته‌اند

ما خوانده سر عشق ز رخسار نیکوان

قومی اگر به مصحف و تفسیر بسته‌اند

چندین اثر که گفته حکیمان در آب رز

تا بر شراب عشق چه تأثیر بسته‌اند

ایمان و کفر سبحه و زنار نیست نیست

بر خود عبث عبادت و تکفیر بسته‌اند

همچون که خضر زنده آب بقا بود

جان‌های عاشقان بدم تیر بسته‌اند

چشمان سحر ساز تو از طره رسا

آشفته را به دام و به زنجیر بسته‌اند

ما را نظر به دست خدا مرتضی بود

مردم دل ار چه بر کرم پیر بسته‌اند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به بررسی تضاد میان عقل و عشق می‌پردازد. او می‌گوید که عاقلان به تدبیر و برنامه‌ریزی در امور پرداخته‌اند، در حالی که دیوانگان به تقدیر و سرنوشت تسلیم هستند. شاعر خود را در مقابل دوست قرار داده و تسلیم عشق کرده است، بر خلاف برخی که به تفسیر و کتاب‌های مذهبی متکی‌اند. او بحث می‌کند که عشق نمی‌تواند به عبادت‌های صرف و بی‌محتوا محدود شود و اینکه ایمان و کفر نباید به این شیوه‌های ظاهری تقسیم شوند. در نهایت، شاعر به عشق و زیبایی اشاره می‌کند و می‌گوید که جان‌های عاشقان در دستان خداوند هستند.